مجنون شدم که راهی صحــرا کنی مرا
گاهی غبــار جاده ی لیلا ، کنی مرا

.

کوچکـــــ همیشه دور ز لطف بزرگـــ نیست
قطره شدم که راهی دریـــا کنی مرا

.

پیش طبیبـــــ آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیستـــــــ مداوا کنی مرا

.

من آمدم که این گره ها وا شود همیـن!
اصلا بنا نبود ز سرتـــــــ وا کنی مرا

.

حالا که فکـــــر آخرتم را نمیکنم
حق میدهم که بنده دنیـــا کنی مرا

 

من، سالهاستـــــــ میوه ی خوبی نداده‌ ام
وقتش نیامده که شکوفـــــــا کنی مرا

.

آقا برای تـــو نه ! برای خودم بد است
هـر هفته در گنـاه، تماشـا کنی مرا

.

من گم شدم ؛ تــــــو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیــدا کنی مرا

.

این بار با نگاه کریمانه‌اتـــــــ ببین
شاید غلام خانه زهـــــرا کنی مرا

MahdiSaheb Zaman (12)_Www.Shabhayetanhayi




تاريخ : دوشنبه 18 اسفند 1393 | 19:45 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید